هشت ماه و بیست و هشت روزگی

سامیار این هفته خیلی گریه کرد. اگه دست بهش می زدیم گریه می کرد، اگه چیزی که دستش بود رو می گرفتیم گریه می کرد، گریه که چه عرض کنم، گوله گوله اشک می ریخت. دیشب هم اونقدر گریه کرد که فکر کردیم مشکلی هست و با باباش خواستیم ببریمش دکتر.نگران

تا هر دوتامون حاضر شدیم گفت "دَدَر " و کلی خوشحالی کرد و فهمیدیم چیزیش نیست.

البته شاید دندونش هم باشه.

سامیار در حال حاضر دوتا دندون نیمه داره.

همچنان دنده عقب چهار دست و پا میره.

همچنان از هر جایی که بتونه دستش رو می گره و می ایسته، ولی کنترلش بهتر شده.

تمام در ها رو باز می کنه و هر چیزی دم دستش باشه می ریزه بیرون.

حتی از توی کیف و کمد و یخچال.

من و باباش هم دیروز از دستش حرصمون گرفت و گذاشتیمش توی کمد و در رو بستیم و طفلک بچه م در رو از داخل باز می کرد و با چشای گرد ما رو نگاه می کردچشم

/ 0 نظر / 13 بازدید