و بالاخره..... اولین قدم های مستقل سامیار

امروز  شنبه 10 خرداد 1391 سامیار به صورت کاملا مستقل اولین قدم هاش رو برداشت. 

البته 5شنبه تنهایی می ایستاد و فقط یک قدم برداشت، ولی امروز 4-5 قدم پشت هم و مستقل برداشت و اونقدر من و بابا مجید و بابای خودم، براش دست زدیم و آهنگ خوندیم که آخرش همینطوری ایستاد و کلی رقصید. 

مامانم هنوز برنگشته. 3شنبه که دوستامون خونمون بودن، فیلم تولد سامیار رو گذاشتیم. سامیار به محض دیدن مامانم دائم می رفت و مامانم رو به بقیه نشون می داد و میزد روی صفحه تلویزیون. آخر ش هم پای مامانم رو ناز کرد. 

آخه این پسرک  من تازگی ها خیلی مهربون شده. وقتی من هم ایستادم توی آشپزخونهو دارم کار می کنم، میاد پام رو ناز می کنه. شاید از من یادگرفته که پاهاش رو ماساژ می دم تا خوابش ببره.

خونش هم که بهم جوش می خوره کلی از سر و صورت و بینی و لپهام گازمیگیره. اونم چه گاز های محکمی گریه

بعد هم خودش رو می اندازه توی بغلم و سرش رو می چسبونه به شونه هام.

الهی که خدا این قند عسل رو همیشه سلامت و سالم و خوشبخت و موفق نگهدارهقلبدر ضمن تازگی هم عاشق لوبیای قورمه سبزی شده و تمام لوبیا ها رو با دو تا انگشت کوچولوش جمع می کنه و می خورهچشمک

/ 0 نظر / 5 بازدید