سامیار و رادین اولین میهمانی

نی نی به عنوان یک عضو خانواده از طرف سامیار پذیرفته شده.چشمک

وقتی میخوایم بریم بیرون سامیار میگه نی نی رو هم حاضر کن. وقتی هم که میایم خونه، از نوک جوراب های رادین میگیره و درشون میارهنیشخند درست همونطوری که مجید وقتی از بیرون میریم خونه جورابهای سامیار رو در میاره

به رادین هم میگه " یایین"قلب

وقتی گریه میکنه نگرانش میشه و من رو صدا میکنهبغل

بعضی وقتها هم کف پای نی نی رو قلقلک میده و میگه " گیدی گیدی گیدی..."لبخند 

یا دست نی نی رو میگیره و با بقیه بای بای می کنهبامن حرف نزن

اصرار هم داره که با هم توپ بازی کنند و نی نی با پای خودش توپ رو شوت کنه،ما هم چاره ای نداریم، کله نی نی یه طرف میفته، دستاش آویزون میشه، پاهاش چپ و چوله میشه، و ما با یه پا توپ رو شوت می کنیم، درست مثل یک قهرمان هورا

خلاصه از ماچ و بوسه و قلقک و ناز نازی ها که بگذریم، یه کارهای کوچولو کوچولو هم میکنه که به خاطر مسایل سیاسی امنیتی دیگه نمیگمناراحت از اون کار هایی که بچه های اول سر بچه های دوم در میارنشیطان از اون ماچ های محکمماچ که پوست صورت نی نی ور میاد. یا از اون ماساژ های دست و پا که خون نی نی جمع میشه سر دست و پاش و کبود میشه.سبز البته به خدا خیلی کم پیش میاد... خیلی خیلی کم... ولی پیش میادنیشخند

خلاصه این از پسرای ما.... 

 

/ 3 نظر / 19 بازدید
یسنا

سلاااااام ای جوووووووونم... انقده ذوق کردم عکسای جدیدشونو دیدم. دلم واسشون یه ریزه شده بودددددد البته دلم واسه خودت هم خییییییلی تنگ شده بود شهرزاد جونم[ماچ][بغل][ماچ][بغل][ماچ]

یسنا

جیگرمه سامیاررررر... عززززززیزم چه کارای بامزه ای با "یایین" میکنه!!! [چشمک] من به نمایندگی از همه بچه های دوم خونواده اعتراف میکنم که در مقایسه با کاری که ما با بچه های اول کردیم اینا چیزی نیست و حق مسلمشونه که فششششارمون بدن![نیشخند] بابا ما اومدیم کلللللی جای اون بیچاره ها رو تنگ کردیم اونا هیچی نگفتن حالا یه فشار که این حرفا رو نداره![نیشخند][زبان]

یسنا

الهی که همیشه سالم و سرحال باشن و تا همیشه داداشهای مهربون هم باقی بمونن[بغل][بغل][بغل]